loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ابزار رایگان وبلاگ | خدمات وبلاگ نویسی و تازه های آی تی - وارونه

اعتراف میکنم بچه که بودم از حرف بزرگترا فهمیده بودم صدام آدم بدیه ، یه بار که از تلویزیون داشت تصویر صدامو پخش میکرد رفتم یه چکش آوردم که صفحه تلویزیون رو بشکنم و بتونم صدامو بکشم و قهرمان بشم….. یعنی یه همچین مخایی بودیم ما دهه شصتیا….     اعتراف میکنم من از اون آدمام…

آخرین ارسال های انجمن

اعترافهای تکان دهنده طنز

اعتراف میکنم بچه که بودم از حرف بزرگترا فهمیده بودم صدام آدم بدیه ، یه بار که از تلویزیون داشت تصویر صدامو پخش میکرد رفتم یه چکش آوردم که صفحه تلویزیون رو بشکنم و بتونم صدامو بکشم و قهرمان بشم…..
یعنی یه همچین مخایی بودیم ما دهه شصتیا….

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم من از اون آدمام که اگه بابام پشتم نباشه از گرسنگی میمیرم…..نمیتونم یه لقمه نون در بیارم زندگیمو بگذرونم…..خداییش بابای که پسره من دارم؟؟!!ببخشید ببخشید اشتباه شد…..منم پسرم که بابای من داره؟؟!!!

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم برای اولین بار ک سوار ون شدم، موقع پیاده شدن دستگیره در رو فشار دادم تا باز کنم .
نمیدونستم که در اتوماتیکه و باید راننده وا کنه.

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم که کوچیک که بودم کتری رو میزاشتم رو گاز تا ابر درست شه توی اشپزخونمون
یه همچین نابغه ای ام من
دارم اینجا طلف میشم

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم ۶ سالم که بود با دخترخاله هام نقشه کشیدیم که مزاحم تلفنی بشیم
واسه همین مرغ همسایه رو قرض گرفتیم
زنگ میزدیم خونه مردم، میگفتیم ببخشید مرغ ما با شما کار داره بعد گوشی رو میگرفتیم جلو نوک این مرغه
اینقد دم و پر وبال این مرغه رو میکشیدیم و میزدیم تو سرش که صداش تا آسمون میرفت!
الان روح اون مرغه هرشب میاد به خوابم!

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم…
.
.
.
ولش کن بابا ظرفیت رازداریو ندارین میرین همه جا جار میزنین ابروم میره


اعتراف میکنم که سال دوم دبیرستان 4واحد مبانی کامپیوتر داشتم بار اول بود که موس و میدیدم اسمشو بلد نبودم بهش میگفتم( ماس ماسک )خدا دوستمو حفظ کنه اسمشو بهم یاد داد.

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم خونه بغلیمون عروسیه
ما طبقه چهارمیم اونا ویلایی
هی دارم فکر میکنم با این تفنگم خواننده هرو بزنم که مثل بز می خونه
کمک کنین تصمیم مهمیه

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم بعضی وقتها تو پیاده رو که دارم راه میرم یه قیافه خیلی نگران به خودم میگیرم و هی پشت سرم و دور و اطراف رو نیگاه میکنم که مثلا مواظبم کسی تعقیبم نکنه!
یه جوری که انگار از طرف یه سازمان مخوف تحت نظرم!
یه لذت خاصی داره لامصب!

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم سال85 وقتی برای اولین بار سیمکارت خریدم، از بس کسی بهم زنگ نمیزد میرفتم پای تلفن عمومی و به خودم زنگ میزدم!

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف میکنم که یه روز توخیابون بودم, متوجه شدم گوشیم رو از خونه جا گذاشتم,سریع دست بردم تو جیبم که گوشیمو بردارم و زنگ بزنم خونه و بگم:اگه کسی امروز بهم زنگ زد خبرم کنید….!!!!!!!

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

سوم ابتدائی توی مدرسه از بچه ها یه تردستی یاد گرفتم.از فرط ذوق اصلا نفهمیدم چطوری رسیدم خونه با عجله وبدون اینکه حتی کولیمو زمین بذارم تردستی رو برای خواهر کوچکترم که 5سالش بود اجرا کردم
(تردستی:ادعا میکنم که میتونم کاغذو از طریق گوشم بفرستم توی دهنم.از قبل یه تکه کاغذو زیر زبونم قایم کردم یه تکه کاغذم توی دستمه.حالا اینی که توی دستمه رو میارم کنار گوشم و اونی که توی دهنمه رو نشون میدم)
وقتی اجرام تموم شد سبک شدم رفتم تا ناهار بخورم.حالا خواهر فسقلیم تصمیم میگیره همین تردستی رو برا عروسکهاش اجرا کنه.وای ی ی ی ی ی.تصور کن
خلاصه بیمارستان و دکتر و شستن گوش و گریه و …..
خودم دارم اعتراف میکنم که مخل خانوادم

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف می کنم که: موقع رانندگی تو میدون داشتم می پیچیدم که یکی خیلی بد پیچید جلوم. منم عصبانی شدم داد زدم: بیا، یهو بیا تو خیابون! هنوزم نمی دونم چی می خواستم بارش کنم که این رو گفتم: بنده خدا هنگ کرده بود.

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف می کنم که: دوستم زنگ زد خونمون گفت علیرضا امروز میای سر کار؟ گفتم نه شهرستانم! بعدش فهمیدم چه گندی زدم چون به خونه زنگ زده بود نه موبایل!

 

اعترافات خنده دار, اعتراف های خنده دار

 

اعتراف می کنم که:بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیره یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!

درباره : مطالب جالب و خواندنی منتخب , طنز و شوخی ,
برچسب ها : اعترافهای خنده دار , خنده و شوخی , ظنز , خواندنی و جالب , طنز و شوخی , اعتراف و خنده ,
بازدید : 504 تاریخ : جمعه 25 / 05 / 1392 زمان : 6:10بعد از ظهر نویسنده : saad نظرات ()
مطالب مرتبط
  • جزوه آموزش مهارت نسخه خوانی در داروخانه جزوه آموزش مهارت نسخه خوانی در داروخانه
  • تنهایی و هزار و یک دلیل برای مرگربار بودن تنهایی تنهایی و هزار و یک دلیل برای مرگربار بودن تنهایی
  • اس ام اس و پیامک تبریک تولد اس ام اس و پیامک تبریک تولد
  • یک تست شخصیت شناسی جالب! یک تست شخصیت شناسی جالب!
  • این مواد خوراکی درد را تسکین میدهند این مواد خوراکی درد را تسکین میدهند
  • ماسک‌های خانگی مخصوص فصل بهار ماسک‌های خانگی مخصوص فصل بهار
  • راه کارهای تمیز کردن تلویزیون‌های فلت راه کارهای تمیز کردن تلویزیون‌های فلت
  •  10 اشتباه رایج در آرایش!!! 10 اشتباه رایج در آرایش!!!
  • اس ام اس تبریک عید 1393 اس ام اس تبریک عید 1393
  • آیا میدانید ریزش مو تا چه حدی طبیعی است آیا میدانید ریزش مو تا چه حدی طبیعی است
  • ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1050
  • کل نظرات : 341
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 17017
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 1,190
  • باردید دیروز : 1,631
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 1,190
  • بازدید ماه : 2,821
  • بازدید سال : 2,821
  • بازدید کلی : 5,747,175
  • مطالب
    کدهای اختصاصی